پیش از آنکه غلام شما باشم

و چون رعیتی

که آفت به کشاورزی امسالش زده باشم

پیش از شلیک حکومت

به مرحوم بلوک باشی روی پل ماشین رو

... و گریه های جد مادری ام وقت عبور از آن

پیش از آنکه به میرزا هادی

همه کاره ی مکتب خانه درس پس دهم

مرا به حال خودم بیاور

به سمت ملی شدنم در گاچه

پیش از آنکه میرزا عنایت مرحوم

به جای سیگارش نگاه کند و

هر چه اشنوست را

خرج شناختنم کند

باید از حصار دبیرستان پریده باشم

و از معانی مولانا رفته باشم

و خواهشم را از دیوار بلند دبیرستان تکرار کنم

چرا که در مکتب خانه

دور حلقه ی چشم چرانی میرزا

چشم به راه نشسته ای بانو

که از تو به ابجد تقدیم کنم

و با تو نثر تذکره را تکرار کنم

که با تو مقامات حمیدی را خلع کنم بانو

زیر تو مدتهاست

در چشمانم لاابالی شده

زیر تو آشوب به جان مکتب است

و خبر در نبود برق

چون بوی نفت

رفته رفته پیچیده

چون فلک و

خبرهای فلک

چون فلک دست نخورده ی میرزا عنایت مرحوم

زیر تو بانو

مقدمات مصیبت پایین محله است

و هر که عین خیالش نیست

زبر توست

تو و ابروی پیوسته

تو و برق کشف نشده در گالش هات

تو و سکسی

که نمی دانم به هزار و سیصد و بیست

ترجمه اش چیست .

 

                                              اسماعیل مهران فر ـ نیم کره ی شمالی