----------------------------------------------
اگر ولم کنند
توی یکی از عبارت هات
از یکشنبه بازار تهران
هر که شبیه حرفه ای هاست را
جمع می کنم
اگر ولم کنند
مثل عکس های مایاکوفسکی
تپانچه را به دست های بیننده می دهم اگر ولم کنند
و اگر ولم نکنند
توی ناراحتی هایت از سالگرد بمب های اتم
مجبورم دقایقی کز کنم
نگرانم
اما نه می توانم مثل نامجو
کاری کنم که مرا به فحش بکشی
و نه از یکشنبه بازاری های تهران
می شود خرید کرد
اگر ولم کنند
مثل اتیوپی از استرالیا
خجالت خواهم کشید
و مثل بومی های ییلاق
قرمزی غریب توی صورتم کار می گذارم
نگرانم
و اختلاف ساعت ها
نمی گذارد دقیقا
نگران الانت باشم
نگرانم
و دارم اسماعیل را
برای شعرهایت
تربیت می کنم
اگر ولم کنند
و اگر گمرک های بندرعباس بگذارند
همراه اولین کشتی باری
دو تا چشم می فرستم برات
که بعد از این با همان ها بخندی
ببینی
و با همان به غروب تهران توجه کنی
نگرانم
و تو باید
همین چشم ها را
از عکس های اخیرت مخفی کنی
زمان به هم می ریزد اما
با همین چشم ها
باید اینجا را ترک کنی
که من هنوز نبینمت
و ندانم که اهل راه آهنی
یا که او
از اهالی توست
اسماعیل مهرانفر
آثار منتشر شده :